الملا فتح الله الكاشاني

353

تفسير كبير منهج الصادقين في الزام المخالفين ( فارسي )

و كنية بود و آخر ائمهء اثنى عشر را عليهم السلم را نيز همين رخصت داده است از آنجا كه فرموده لو لم يبق من الدنيا الا يوم واحد لطول اللَّه تعالى ذلك اليوم حتى يخرج رجل من ولدى يواطئ اسمه اسمى و كنية كنيتي يملأ الارض قسطا و عدلا كم ملئت ظلما و جورا و بدانكه بعد از انكار و توبيخ ارتداد و انهزام اهل جهاد ايشان را تحريص و تشجيع مىكند در قتال و وعد رسول ميفرمايد بحفظ و تأخير اجل بقوله * ( وَما كانَ لِنَفْسٍ ) * و نباشد و نسزد هيچ نفسى را * ( أَنْ تَمُوتَ ) * آنكه بميرد * ( إِلَّا بِإِذْنِ اللَّه ) * مگر بمشيت خدايا باذن او ملك الموت را در قبض روح آن مراد آنست كه هر نفسى را اجل مسمى است و علم و قضاى او سبحانه كه باحجام از قتال و اقدام بر آن مستأخر از آن و مستقدم بر آن نمىشود و نوشته است خدا اين حكم را در لوح محفوظ * ( كِتاباً مُؤَجَّلًا ) * نوشتنى كه مقرر و معين شده است وقت آن بر وجهى كه از آن متقدم و متأخر نمىشود يعنى پيش از آن نميرد و از آن نيز در نگذرد حاصل كه حقتعالى درين آيه تحريص مسلمانان فرموده بر جهاد و دلير ساختن ايشان در معركهء مقاتله با اهل عناد چه هر كه داند كه عمر او مقرر و اجل او مقدر است هر آينه دلير خواهد شد در مبارزهء معارك و شروع در مهالك * ( وَمَنْ يُرِدْ ) * و هر كه خواهد بجهادى كه مىكند * ( ثَوابَ الدُّنْيا ) * پاداش اين جهان * ( نُؤْتِه مِنْها ) * بدهيم او را از دنيا آنچه مقرر كرده‌ايم و اما وى را در آخرت نصيبى نباشد لقوله تعالى * ( وَمَنْ يُرِدْ ثَوابَ الدُّنْيا نُؤْتِه مِنْها ) * وَما لَه فِي الآخِرَةِ مِنْ خَلاقٍ و حضرت رسالت ( ص ) فرمود كه من طلب الدنيا به عمل الآخرة فما له فى الآخرة من نصيب اين تعريض است مر آن پنجاه تيرانداز را كه به جهت كسب غنايم مخالفت امر پيغمبر ( ص ) كردند * ( وَمَنْ يُرِدْ ) * و هر كه خواهد به اعمال خود * ( ثَوابَ الآخِرَةِ ) * پاداش آن جهان * ( نُؤْتِه مِنْها ) * بدهيم ما او را از آنكه نعم چنان است * ( وَسَنَجْزِي الشَّاكِرِينَ ) * و زود باشد كه پاداش دهيم شكر گويندگان را بر نعم ما كه از جملهء آن نعمت جهاد است كه متضمن مثوبات جليلهء ابديه است ملخص معنى آنست كه تو مخيرى اگر دنيا خواهى با كثرة مصائب و معايب و سرعة زوال و انتقال آن از تو دريغ نيست و اگر آخرت خواهى كه نعيمى است كه با آن فنا نبود و حياتيست كه در آن ممات نباشد و ملكيست كه در آن زوال نبود بر آن بخل و مضايقه نيست پس زمام اختيار بدست تست اگر آن خواهى راه آن گير و اگر اين خواهى ساز اين كن و بدانكه در تكرير قوله * ( سَنَجْزِي الشَّاكِرِينَ ) * دو قولست يكى آنكه تا مفيد تاكيد و تنبيه باشد بر عظم شاكر و دوم اينكه معنى اين